سینمای هالیوود
عوامل يهودي-صهيونيست سينما
امروز بسياري از اهالي هاليوود را هنرمندان يهودي تشكيل ميدهند. در فهرست كارگردانان يهودي با اسامي مشهوري كه برخي از آنها تهيه كننده آثار خود نيز محسوب مي شوند، مواجه ميشويم. كساني چون اريك فون اشتروهايم، ژوزف فون اشترنبرگ، ارنست لوبيچ، استنلي كوبريك، ماكس افولس، ديويد كروننبرگ، فريتس لانگ، ويليام شاتنر، رومن پولانسكي، سيدني لومت، بيلي وايلدر، استيون اسپيلبرگ، وودي آلن، سيدني پولاك، راب راينر، كلودللوش، ژان لوك گدار، مل بروكس، پيتر باگدانوويچ، ساموئل گلدوين، اندي اكرمن، مايك نيكولز، تيم برتون، ران سيلور، توني راندال و...
در ميان بازيگران يهودي شاغل در هاليوود نيز اسامي بسياري ديده ميشوند.
بازيگران مطرحي مثل جري لوئيس، جك لمون، كرك داگلاس، مايكل داگلاس، هريسون فورد، رابرت رد فورد، پل نيومن، چارلز برانسون، ژان كلود ون دام ، تلي ساوالاس، جان استيوارت، پيتر سلرز، توني كرتيس، برادران ماكس، مارتين شين، چارلي شين، رابين ويليامز، رد استايگر، ميشل فايفر، سارا برنارد، اليزابت تيلور، مريلين مونرو، آدري هيپورن، باربارا شرلي، سالي فيلد، سارا جسيكا پارك، از جمله اين يهوديان هستند.
هرچند برخي از اين افراد در سيطره توليد آثار صهيونيستها قرار ندارند، اما بسياري ديگر از اين دست اندركاران به توليد آثاري هم سو با افكار صهيونيستها پرداختند و مي پردازند.
سينماي هاليوود در آمريكا دو هدف عمده را دنبال مي كنند اول اهداف مادي و به دست آوردن سودهاي كلان و دوم تسخير انديشه انسانها از طريق انتشار افكاري كه مويد اهداف سياسي و اجتماعي آنها باشد.
تاريخ حضور صهيونيسم در سينما به كنفرانس صهيونيستي «پازل» در سال ۱۸۷۹ بازمي گردد. در بند سوم اين كنفرانس بر اهميت رسانه هاي فرهنگي براي ايجاد اسراييل و ضرورت رواج روح ملي بين يهوديان جهان تاكيد شد و از اينجا بود كه صهيونيستها به سينما توجه نشان دادند. پس از كنفرانس پازل صهيونيستها به ساخت فيلمهايي برگرفته از داستانهاي تورات پرداختند و به تدريج سعي كردند اين انديشه را القا كنند كه فلسطين سرزمين موعود است.
بعد از وعده «بالفور» در سال ۱۹۱۷و اعلام فلسطين به عنوان اسراييل جديد، سينماي صهيونيسم با فيلمهايي مانند «پسر زمين» و «ده فرمان» در سال۱۹۲۵ و فيلم «صابر» به كارگرداني «الكساندر فورد» يهوديان پراكنده را براي مهاجرت به فلسطين تشويق كرد.
پس از تاسيس رژيم صهيونيستي صهيونيست ها به ساخت فيلمهايي روي آوردند كه در آن ، اين مساله را تلقين مي كرد كه اسراييلي ها نماينده فرهنگ و تمدن پيشرفته بشريت هستند و در كنار آن اعراب را باديه نشيناني بي فرهنگ با خوي و منش غيرانساني و مسلمانان را افرادي خشن و گروه هايي تروريست معرفي مي كردند تا از آنها تصويري نامطلوب در اذهان به وجود آورند و خود را ملتي با تمدن و داراي فرهنگ اصيل نشان مي دادند.
پس از جنگ ۱۳۴۶كه دوره طلايي سينماي اسراييل نيز محسوب مي شود، فيلم هايي ساخته شد كه در آن اين مضمون را تلقين مي كرد كه اعراب بايد قضيه فلسطين را فراموش و وجود رژيم صهيونيستي را قبول كنند. مردم جهان نيز بايد اين مساله را بپذيرند كه حق يهود در فلسطين از آنها غصب شده بود كه بعد از قرن ها يهوديان توانسته اند اين حق را اعاده كنند.
در اين رابطه مي توان به فيلم «جنگ سينا» (سال ۱۹۶۸) و «نامم را نجوا كن» (سال۱۹۷۲) با كارگرداني «جيمز كاموللر» اشاره كرد. پس از مذاكرات «كمپ ديويد» و صلح بين مصر و اسراييل در سال۱۹۷۶كه سينما در همه ابعاد زندگي نفوذ كرده بود ، سينماي صهيونيسم گاهي به تبليغ انديشه يهوديان و قهرماني آنها مي پرداخت كه نمونه آن فيلم «روز استقلال» به كارگرداني «رونالدا ميريچ» در سال۱۹۹۶ بود كه جوايز بسياري از جشنوارهها را به خود اختصاص داد.
بعضي اوقات نيز كارگردانان با ساخت برخي فيلمهاي مربوط به قضيه «هولوكاست» به برانگيختن احساسات جهانيان و يا به دست آوردن دلار تكيه مي كنند كه بهترين مصداق آن فيلم «فهرست شيندلر» ساخته «استيون اسپيلبرگ» در سال ۱۹۹۴است.
اين فيلم ۷جايزه اسكار را به خود اختصاص داد. تا قبل از جنگ۱۹۶۷فعاليت سينمايي صهيونيست ها محدود به سريال هاي كوتاه بود اما از اين سال به بعد با همكاري شركتهاي بزرگ سينمايي آمريكايي چون هاليوود به توليد فيلم روي آورد.
مهاجرت يهوديان به آمريكا با حمايت سرمايهداران يهودي آغاز شد و مهمترين حرفههاي سنتي يهوديان نيز كه شامل ايجاد شبكه گسترده تجارت مشروبات الكلي و عتيقه جات و مواد مخدر، فحشا، قمار ، بانكداري ربوي و تبهكاري سازمان يافته بود به آمريكا منتقل شد.
در ميان نخستين نسل مهاجرين يهودي كه توسط لرد روچيلد و بارون هرش (سرمايه داران يهودي) به آمريكا اعزام شدند ، بنيانگذاران صنعت سينماي آمريكا و هاليوود مانند لويي مير، برادران شنك، شموئل گلب فيش (كه بعدها نام خود را به ساموئل گلدوين تغيير داد) لويي زلنيك، برادران وارنر، سام اشپيگل، الجانسون اسرائيل بالين (ايروينگ برلين) و غيره قرار داشتند.
يهوديان ابتدا سالنهاي سينما را در اختيار گرفته و آن را گسترش دادند و سپس به توليد فيلم هم پرداختند و با استفاده از بازيگران معروف سعي كردند تا آمريكاييهاي سنتي را جذب سينما كنند.
بالاخره با تلاش يهوديان انحصار فيلم سازي كه متعلق به اديسون و ساحل شرقي بود، از بين رفت و يهوديان عازم ساحل غربي شدند تا «هاليوود» را بنيان گذارند.آنها استوديوهاي ششگانه آمريكايي هاليوود را در دهه۱۹۲۰ در حومه لسآنجلس تشكيل دادند و تا حدود ۳۰سال حاكم مطلق بودند. صاحبان اين كمپانيها، يهودي و از مهاجرين اروپاي شرقي بودند.
اين عده شامل برادران وارنر (به ويژه جك وارنر)، ساموئل گلدن، لومير،كارل لمله، ادولف زوكر، ويليام فاكس ميشدند كه استوديوهاي برادران وارنر، متروگلدوين ماير، يونيورسال، پارامونت، كلمبيا و فوكس قرن بيستم را تاسيس كردند. اولين استوديو توسط كارل لمله تاسيس شد كه نامش يونيورسال بود.
آنها با يك فرهنگ و جريان فراگير براي رسوخ در قلب مردم عادي، اسطورههاي رويايي براي مردم ساختند. صهيونيست ها براي ادغام شدن با مردم و تحت پوشش قرار دادن آنان از هيچ تلاشي دريغ نكردند و در فيلمهايشان يهود را طوري نشان دادند كه دلسوزي مردم برانگيخته شود.
از سوي ديگر، روياي زندگي شيرين آمريكايي با فيلمهاي موزيكال كه اختراع استوديوها بود، به اوج خود رسيد كه خود مروج ارزشهاي ليبرالي بود. «ايروينگ برلين» يهودي با ساخت موسيقي فيلم و سرودهاي ملي و ميهني آمريكايي، از رييس جمهور آيزنهاور جايزه مخصوص گرفت.
يهوديان، قهرماناني اسطورهاي نظير«سوپرمن» اختراع كردند كه در ظاهر روزنامهنگاري روشنفكر، اما در واقع قهرماني است كه دولتها و نيروهاي خبيث را با قدرت خويش سر جايشان مينشاند. پس از ورود آمريكا به جنگ جهاني، هاليوود و دولت در يك اتحاد بيسابقه براي تبليغات و رواج ميهنپرستي شريك شدند.
يهوديان اعتقاد داشتند همه اختلافات نژادي در آمريكا بايد كنار گذاشته شود تا نازيهاي ضد يهود شكست بخورند و به بركت شور جنگي ضد نازي، يهوديان هاليوود براي نخستين بار جرات كردند مساله يهودستيزي و ظلم به يهود را در سينما مطرح كنند، مانند فيلم «توافق آقايان» كه برنده اسكار بهترين سناريو شد.
به تدريج غولهاي هاليوود مثل لومير از دور خارج شدند و ردههاي ديگري از يهوديان كنترل را به دست گرفتند. امروزه كمپانيهاي «يونايتد آرتيس» و«كانون» آمريكا و «فالكون» انگليس هم از آن صهيونيستهاست. آنها سعي ميكنند با بلعيدن شركتهاي كوچكتر، سيطره خود را در كشورهاي ديگر هم كاملتر كنند.
صهيونيسم در سينما چند هدف را دنبال مي كند از جمله:
- بسط ارزشهاي مادي گرايانه كه امروزه در ارزشهاي آمريكايي متبلور است كه شامل انحرافات جنسي، خشونت، وهمانگاري و جادوگري، علوم تجربي و پوزيتيويستي و شكاكيت مي شود.
- جهاني كردن اسطوره ها و خرافات و دروغهاي صهيونيستي- يهودي
- صهيونيستها براي باوراندن دروغهاي بزرگي چون كشته شدن ۶ ميليون يهودي درجنگ جهاني دوم و دادرسي دادگاه نورمبرگ و فاشيسم ستيزي يهوديان، فيلمهايي چون «اردوگاه آشويتس» ، «فهرست شيندلر» ، «هولوكاست (اتاقهاي گاز)» ، «شوآ» و «سلام آلمان» را دقيقا در همين راستا ساخته اند.
- جلوگيري از اعتراض و فشار افكار عمومي داخلي و جهاني به سياستهاي اشغال گرانه و توسعه طلبانه صهيونيستها و غربيها در كشورهاي مختلف خصوصا فلسطين اشغالي.
- بي تمدن و عقب مانده و تروريست جلوه دادن و تحقير دشمنان واقعي و خيالي خود خصوصا مسلمانان. فيلمهايي چون «محاصره» و «دروغهاي حقيقي» در همين راستا توليد شده است.
- الگودهي و آموزش نسل جديدكشورهاي مختلف همان گونه كه خود ميپسندند. بسياري از فيلمهاي قهرمانپرور غربي مانند فيلمهاي «آرنولدشوارتزنگر» و «ژان كلود ون دام» با همين هدف ساخته شده اند.
- كسب و تجارت سود آور گيشه ها به هر بهايي و به وجود آوردن مصرف كنندگان منفعل و تنبل.
- ترويج و تقويت روحيه دروني قوم بني اسرائيل مثل تقويت زبان عبري و نمادهاي توراتي چون شمعدان هفت شاخه، عقاب، خروس، شير، شاخه زيتون، تاج، ستونهاي معبد سليمان ، ستاره داوود، عرقچين مخصوص يهوديان ،كلاه شاپو و كت و شلوار سياه رنگ ، بلندگذاشتن موهاي بنا گوش (كلاله) در مردان.
- برتر جلوه دادن يهوديان و قوانين آنها درتمام عرصهها و تحقير ديگر اديان.
- در دست گرفتن جشنواره هاي بين المللي فيلم و دادن جايزه به فيلمهاي مورد نظر خود .
- جذب و خريد هنرمندان و سينماگران كشورهاي مختلف و خط دادن به اين صنعت در اقصي نقاط جهان و كمرنگ كردن تلاشهاي معدود سينماگران متعهد جهان در افشاي چهره حقيقي آنها.
هاليوود در آغاز هزاره سوم رنگ نژادي يهود را بر خود دارد و مديران برجسته و تصميم گيرندگان آن از يهوديان هستند. همچنين تعداد زيادي از نويسندگان و توليدكنندگان و كارگردانان يهودي هستند و در يك تحقيق مشخص شده كه ۵۹ درصد از فيلمهاي يهودي از جمله بزرگترين و پر فروش ترين فيلمها هستند.
اين ثقل مشترك و عمومي يهوديان در يكي از قدرتمندترين و موثرترين صنايع در امريكا به يهوديان هاليوودي توان سياسي بسياري بخشيده است چرا كه آنها هميشه يكي از اصلي ترين تامين كنندگان مالي نامزدهاي رياست جمهوري بوده و از اين رو بعد از پيروزي نامزدها با فشار و تلاش آنها امتيازات بسياري را از آن خود مي كنند.
آنها با متمركز كردن نقش خود در رسانههاي امريكا، يهوديان را از بزرگترين انديشمندان و افراد ديگر دوست و قابل اعتماد و از جمله افرادي كه ميتوان با آنها مهرباني پيشه كرد و شايسته حمايت و جانبداري هستند، جلوه داده اند.
در حالي كه ميليونها تن از امريكايي ها عملا اين تصوير تكراري را پذيرفته اند ولي همگان نيز در سايه تاثير از آن قرار ندارند. آنان با دقت تمام مسووليت هايي را كه برعهده دارند، انجام مي دهند و هاليوود را به دقت تحت اداره و مديريت خود گرفته اند. يهوديان اكنون مالك اين صنعت هستند و درباره اسرائيلي ها كه آنها را افرادي در رنج مي نامند تلاش زيادي ميكنند.
براي مخدوش كردن هر چيز بهترين وسيله هنر تصوير است. هاليوود صهيونيستي هنر را در سيطره خودش در مي آورد و از اين وسيله در جهت رسيدن به اهداف پليدش استفاده مي كند. هنر و تكنولوژي پيشرفته سينما در خدمت آنها و براي پيشبرد منافع شان براي كنار زدن رقيب ها است.